ميراث مكتوب مسلمانان در عرصه تاريخ نگارى, گنجينه گران سنگى است كه بسيارى از زواياى پنهان آن همچنان در محاق باقى مانده است. بدون ترديد يكى از مصاديق عينى براى اين ادعا مى تواند مورخ توانا و صاحب سبك, ابن واضح يعقوبى باشد كه آن چنان كه بايسته و شايسته اوست, مورد توجه قرار نگرفته است. او به عنوان يك تاريخ نگار مسلمان نه تنها صرفا تابع سنت پيشينيان خود نبوده است, بلكه در جاى خود, در سپهر فرهنگ اسلامى تا مقام يك مورخ مبدع نيز اوج گرفته است. به كارگيرى شيوه هاى نه چندان رايج و اما علمى در قلمرو تاريخ نگارى, يعقوبى را در سطح تاريخ نويسان عاليقدرى همانند مسعودى و ابن مسكويه قرار داده است.
در نوشتار حاضر بعد از بحث مقدماتى درباره زيست نامه و مذهب يعقوبى, مختصات تاريخ نگارى يعقوبى و نوآورىهاى روشى او در اين عرصه و توجه ويژه او به فرهنگ هاى پيرامونى مورد تإمل قرار گرفته است.

معمولا نگاه به تاریخ عثمانی در مجامع علمی ترکیه از دو رویکرد مسلط تبعیت می کند. رویکرد اول نگاهی است که اندیشمندان غرب گرای ترکیه، به میراث خود دارند و سعی می کنند تمامی مسائل را در ذیل تاریخ مدرنیته و مدرنیزاسیون ارزیابی کنند. نویسندگانی مانند «نیازی برکس»،«ایلبر اورتایلی»،«خلیل اینالجیق»
و... از نمایندگان شاخص این جریان به شمار می روند. این دسته همچنین نگاه مثبتی به جریان «کمالیسم»
در ترکیه دارند.
رویکرد دوم، نگاهی است که اندیشمندان اسلام گرای ترکیه به تاریخ و فرهنگ عثمانی دارند. تلاش آنان بر این است تصویر با شکوه و پر افتخاری از تاریخ امپراتوری عثمانی ارائه کنند. در این میان نفوذ و دخالت دول اروپایی از جمله روسیه و انگلیس را در فروپاشی امپراتوری، بیشتر مورد توجه قرار می دهند. از استادان و اندیشمندان برجسته ای که از این زاویه به تاریخ ترکیه نگاه می کنند می توان به «کمال کارپت» و «شریف ماردین» اشاره نمود. "مرکز تحقیقات فرهنگ، هنر و تاریخ اسلام" معروف به ircica یکی از مراکز علمی اسلام گرای ترگیه است که کنگره یکصدمین سال مشروطه دوم عثمانی (1908م) را با همکاری سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی از 16 تا 22 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 6 تا 11می 2008 میلادی در استامبول برگزار نمود.
موسس اصلی "مرکز تحقیقات فرهنگ،هنر و تاریخ اسلام" « اکمل الدین احسان اغلو » ( دبیر فعلی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی ) است. ایشان با نگارش دو جلد کتاب ارزشمند درباره تاریخ تمدن و فرهنگ عثمانی، از اعتبار خاصی در بین اهل قلم نیز برخوردار است و نمی توان او را یک شخصیت اجرایی و سیاسی صرف دانست. این کنگره با حضور بیش از صد تن از استادان و محققان بیش از بیست کشور جهان آغاز به کار نمود. شخصیت های فرهنگی و سیاسی ترک که در مراسم افتتاحیه کنگره به ایراد سخن پرداختند عبارت بودند از : «خالد ارن» (رئیس فعلی موسسه ircica ) «اکمل الدین احسان اغلو» و«محمت آیدین»(مشاور فرهنگی رجب طیب اردوغان). در ادامه مراسم افتتاحیه پیام تبریک نخست وزیر ترکیه قرائت شد.از سخنرانان غیر ترک مراسم آغارین کنگره، ابتدا « رعا نسان » وزیر فرهنگ جمهوری عربی سوریه بود که در سخنانی از « سلطان عبدالحمید دوم » به شدت دفاع کرد و بویژه از عملکرد او در مقابله با صهیونیسم و در دفاع از فلسطین به نیکی یاد نمود. به زعم ایشان در تاریخ با قضاوت های نادرست، ظلم زیادی به « سلطان عبدالحمید دوم » شده است. فلذا مورخان مسلمان باید حق مطلب را در باره او ادا کنند. وی همچنین یادآور شد مسلمانان منطقه، امروز باید اسلام گرایی را جایگزین ملی گرایی بکنند تا بتوانند در مقابل توطئه ها و برنامه های ضد اسلامی صهیونیسم مقاومت کنند. به نظر وی فروپاشی عثمانی محصول دسیسه های صهیونیسم بود. و بالاخره آخرین سخنران مراسم افتتاحیه « عبدالکریم الایریانی » (مشاور رئیس جمهور یمن ) بود که در صحبت بسیار کوتاهی اظهار خوشوقتی و خوشحالی از برگزاری چنین کنگره با شکوهی نمود.

بعد از مراسم افتتاحیه ارائه مقالات علمی آغاز شد و می توان گفت مقالات خوبی که در این کنگره ارائه شد کم نبود. در طول سه روز، حدود صد مقاله از استادان و محققان بیست کشور دنیا در این کنگره ارائه شد و گفتگوهای علمی بسیار سودمندی هم در پایاین هر بخش از پلان های سخنرانی بین سخنرانان و مخاطبان که غالبا از دانشجویان ارشد و دکترای دانشگاه ها بودند، شکل گرفت که می توان گفت از بخشهای جذاب این همایش به شمار می آمد. از شخصیت های علمی صاحب نام که در این کنگره حضور داشتند، می توان به شریف ماردین و محمت ایپشیرلی از ترکیه، فیروز احمد از پاکستان، چرلز کورزمان از آمریکا و کلاوس کریزر از آلمان اشاره نمود.

از کشور عزیزما ن ایران، راقم سطور و همچنین پژوهشگر گرانمایه جناب آقای « رحیم رئیس نیا» از طرف بنیاد دایرة المعارف اسلامی شرکت داشتند. مقاله استاد رئیس نیا در رابطه با نهضت مشروطه ایران و آزادیخواهی در عثمانی بود. این بنده هم در مقاله ام به مقایسه اختیارات پارلمان در قوانین اساسی مشروطه ایران و عثمانی پرداخته بودم.
نمی توان انکار کرد که حضور ایرانیان، علیرغم موضوعات مشترک تاریخی و فرهنگی زیادی که بین ایران و عثمانی در قرنا قرون تاریخ وجود داشته، در این کنگره چندان چشمگیر نبود. انتظار می رفت از استادان و محققان ایرانی بیشتری در این همایش بین المللی شرکت کنند. متاسفانه در طول سه روز برگزاری کنگره، از مسئولان کنسولگری وزارت امور خارجه و همینطور مسئولان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خبری نبود.

نقشبندیان در عرصه سیاست ورزی
چكيده
نسبت عرفان و سياست يكي از مقولاتي است كه همواره مورد بحث و گفتگوي اهل فن بوده است. طرح ديدگاههاي متفاوت و حتي متعارض در باره نوع ارتباط ميان سياست و عرفان از سوي صاحب نظران مختلف نشان از پيچيدگي موضوع و عدم وجود اتفاق نظر در اين باره است. گروهي قائل به امتناع و عده اي ديگر قائل به امكان، در نسبت ميان اين دو هستند.
نگارنده در مقاله حاضر با تاملاتي در عمل و فكر سياسي نقشبنديان به عنوان يكي از مهم ترين طريقت هاي صوفيانه ايران در قرن نهم هجري، سعي مي كند نظريه "انتفاع" را در نسبت ميان عرفان و سياست با استناد به عمل و فكر سياسي نقشبنديان به آزمون بگذارد. بر اين اساس مقاله در دو بخش عمل و انديشه سياسي نقشبنديان، تنظيم و ارائه مي شود.
انقلاب مشروطه يكي ازحوادث مهم در تاريخ معاصر ايران به شمار مي آيد.تاكنون كتاب ها، مقالات و اسناد زيادي از سوي نويسندگان و ناظران داخلي و خارجي درباره اين رخداد مهم انتشار يافته است.آنچه در اين نوشتار در معرض مطالعه و تحليل خوانندگان فرزانه قرارمي گيرد،گزارش يكي از شاهدان عيني حوادث مشروطه است كه از زاويه ديد ناظري خارجي و در راستاي منافع دولت متبوعه خود به شرح وتحليل رخدادها مي پردازد.
نخستين تحول مشروطه خواهانه در جهان اسلام، به سال 1876م/1293هـ . ق، در امپراتوري عثماني به وقوع پيوست. اين در حالي بود كه نهضت مشروطه در ايران، سي سال بعد از آن (1906م/1324هـ .ق) رُخ داد كه بالطبع تحولات و دگرديسيهاي بزرگي را به دنبال داشت.
در اين مقاله، اختيارات سلطان در قانون اساسي مشروطه اول عثماني و مشروطه ايران مورد بررسي قرار ميگيرد. در ابتدا امتيازاتي كه در متن دو قانون مذكور براي مقام سلطان در نظر گرفته شده، تبيين و در ادامه مواد و بندهايي كه اختيارات سلطان را مورد توجه قرار داده است، تجزيه و تحليل ميشود. در تحليل به كار رفته، توجه خاصي به مقايسه دو متن و استخراج وجوه تشابه و تفاوتها صورت گرفته است.
مفاهيم كليدي: قانون اساسي مشروطه اول عثماني، قانون اساسي مشروطه ايران، اختيارات سلطان
مدحت پاشا يكي از رجال سياسي برجسته عثماني در قرن نوزدهم ميلادي است. از او با عنوان پدر مشروطة اول و واضع قانون اساسي 1876م. ياد ميكنند. در اين مقاله با استفاده از نظرية پخش هاگراستراند بازتاب عمل و انديشههاي او در نزد دولتمردان و روشنفكران ايراني مورد ارزيابي قرار مي گردد. نتيجهاي كه حاصل شده است اين كه عمل و انديشههاي مدحت پاشا اگر چه مورد توجه رجال سياسي و روشنفكران ايراني بوده است، اما به سبب وجود موانع ساختاري در حكومت ايران، هيچگاه نتوانست مبناي تغيير و دگرگونيهاي اساسي در فضاي سياسي ايران بشود.
واژگان كليدي: مدحت پاشا، ايرانيان، نظرية پخش
نويسنده، در اين نوشتار بر آن است تا رويكرد دولتمردان عثمانى به مقوله اصلاحات و ضرورتهاى آن را بررسى كند. پرسشهايى مانند اين كه امپراتورى عثمانى در چه شرايطى اصلاحات را به مثابه يك راهحل برگزيد؟ انديشهها و تحولات تأثيرگذار بر اصلاحات كدامند؟ برد اشت سلاطين عثمانى از راه اصلاحات (در زمان طرح آن) چه بوده است؟ در اين ميان نقش عوامل خارجى به ويژه غربىها در اصلاحات نيز از مسائل مهمى است كه نگارنده اين مقاله در پى يافتن پاسخهاى مناسبى براى آنهاست. دوره زمانى اين نوشتار از آغاز عصر لاله (1718 - 1730م ) تا ابتداى عهد تنظيمات (1839م) را دربر مىگيرد.
واژههاى كليدى: عثمانى، اصلاحات، عصر لاله، نظام جديد، احمد سوّم، سليم سوم و محمود دوّم.
در سده نوزدهم ميلادى, امپراطورى عثمانى به واسطه آشنايى با فرهنگ مغرب زمين و از طرف ديگر مواجهه با موانع ساختارى در درون جامعه خويش به انجام اصلاحاتى در ابعاد مختلف دامن زد. به دوره اى كه اين اصلاحات انجام گرفته است عصر تنظيمات اطلاق مى شود. تنظيمات در اصل در 26 شعبان 1255 قمرى برابر با سوم نوامبر 1839 ميلادى با اعلان فرمان تنظيمات خيريه آغاز گرديد.
بدون ترديد يكى از بازيگران تإثيرگذار اصلاحات عثمانى مدحت پاشا است كه در مقام يكى از دولتمردان تجددگرا خود را شناسانده است. نوشتار حاضر ترجمه مدخل ((مدحت پاشا)) از دايره المعارف بزرگ اسلامى به زبان تركى استانبولى مى باشد كه در آن مولف به طور مبسوط به زيست نامه و كارنامه سياسى اين شخصيت بزرگ پرداخته است.
واژه هاى كليدى: امپراطورى عثمانى, اصلاحات, مدحت پاشا, تنظيمات.
1. در كشور ما حوزه مطالعاتى ((علم تاريخ)) و ((تاريخ نگارى)) آنچنان فقير است كه انتشار هر اثرى در اين باره, فارغ از توجه به سطح كيفى آن, علاقمندان و طالبان پژوهش در اين زمينه را شادمان مى سازد. تعداد آثار چاپ شده به زبان فارسى در حوزه مورد نظر (اعم از تإليف و ترجمه) بسيار محدود است. اين در حالى است كه در غرب و حتى در نزد انديشمندان مسلمان عرب, توجه به اين علم روز به روز بيشتر شده و در اين ميان, آثار ارزشمندى به جامعه علمى بشرى عرضه شده است. نظريه پردازان برجسته اى همچون هميلتون گيب, كلود كاهن, كلمان هوار, فليكس تايوئر, عزيز الدورى, گروث, شاكر مصطفى, العزاوى, محمود الشرقاوى, وجيه الكوثرانى, مارگليوث, روزنتال و..., آثار گران سنگى از خود در حوزه علم تاريخ و تاريخ نگارى به جا گذاشته اند. اگر چه در ايران صاحب نظران برجسته اى در اين زمينه همانند فريدون آدميت و عبدالحسين زرين كوب ظهور كرده اند, اما ناگفته پيداست كه راه درازى در پيش است تا بتوانيم در اين عرصه به جايگاه قابل اعتنايى دست پيدا كنيم.
در شانزدهم مهرماه 1341ش، دولت تصويب لايحة انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به اطلاع عموم رسانيد. در اين تصويب نامه، يكم: قيد اسلام از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان بر داشته شد. دوم: در مراسم تحليف به جاي قرآن مجيد،« كتاب آسماني »گنجـانده شد؛ و سوم ذكوريت از شـرايط پيش گفتــه حــذف و به جاي آن «باسواد» نوشته شد. اين اقدام دولت واكنش هاي متفاوتي به دنبال داشت. در اين ميان روحانيون و مراجع عظام به شدت با اين لايحه مخالفت نموده و آن را در تناقض با شرع مقدس اسلام اعلام كردند. نتيجه اين شد كه در قالب نهضتی دو ماهه، روحانيون با فشار آوردن به دولت و شخص شاه و تشويق و تحريك احساسات و حساسيت هاي مذهبي توده هاي مردم، علم را وادار به عقب نشيني و لغو لايحة مزبور در هشتم آذر 1341 ش، نمودند.
با تأمل در متن تلگراف هايي كه علمــا در اين دو ماه به تهــران مخابره نمودند، در مي يابيم كه علما به اين بند از لايحه بيشتر از بندهاي ديگر حسـاسيت نشان داده اند. تا جايي كه در بعضي از تلگراف ها فقط به اين مورد اشاره و در عوارض و مفاسد تالي آن هشدارها داده شده است.
وقوع اين رخداد در تاريخ معاصر كشورمان، زمينة فكري پژوهش دربارة علل افول جايگاه زن در ايران اسلامي را در قالب يك رويكرد ريشه شناسانه در ذهن نگارنده ايجاد نمود.
يكى از كتابهايى كه در سالهاى اخير دربارهى تاريخ اسلام به زيور طبع آراسته شده، اثر ارزشمند دكتر غلامحسين زرگرى نژاد است كه به همت انتشارات سمت در سال 1378 در 687 صفحه منتشر شده است. تاكنون نقدهاى متعددى درباره آن به چاپ رسيده كه بيشتر ناظر به نق د شكلى و جزئىنگرانه بوده است.
سعى نگارنده در اين يادداشت بر اين است تا روش و ويژگىهاى تاريخ نگارى مؤلف در اين اثر را از نزديك مورد توجه قرار دهد. با توجه به اينكه در اين نوشته، هدف، تبيين ويژگيها و مؤلفههاى تاريخ نگارى يك مورخ است؛ بنابراين در ابتدا تعريفى از مفهوم تاريخنگارى ارا ئه شده، سپس پرسشهايى كه براى فهم ويژگيها و مؤلفههاى تاريخنگارى يك مورخ لازم است فهرست گرديده و در ادامه محتواى كتاب مزبور با توجه به بعضى معيارهاى پيش گفته مورد سنجش قرار گرفته است.
واژههاى كليدى: تاريخ اسلام، پيامبرصلى الله عليه وآله، تاريخنگارى، تاريخ نقلى، تاريخ تحليلى.
مفاهيم اصلي اين پژوهش «نقد دروني» و «نقد بروني» ميباشد. آنچه تا كنون در تعريف اين مفاهيم بيان شده است، بسيار آشفته و مغلوط به نظر ميرسد. با قاطعيت ميتوان گفت در اين باره تعريف علمي مشخصي كه مورد تأييد اذهان جمعي اهل فن قرار گيرد، وجود ندارد. فراتر از آن، حتي در به كارگيري اين دو مفهوم به شيوة يكسان و ثابت هم هماهنگي و اتفاقنظر مشاهده نميشود. به بيان ديگر، چون تا كنون ارائة تعريف، تعيين شاخصها و تبيين مؤلفههاي مشخص براي اين مفاهيم مفقود بوده است به همين علت گاه «نقد دروني» به جاي «نقد بروني» به كار برده شده و گاه برعكس. براي نمونه شاخصهايي را كه مرحوم عبدالحسين زرينكوب براي نقد دروني ـ به تعبير ايشان «نقد داخلي» ـ برميشمارد ] زرينكوب 1371: 37 [ ، از نظر دكتر كامل حيدر براي نقد بروني ـ به تعبير ايشان «نقد ظاهري يا خارجي» ـ بيان ميشود ] آيينهوند 1377 ج 1: 630 [ . بنابراين آنچه در زير به عنوان تعريف ارائه ميشود؛ فهم و برداشت شخصي نگارنده از اين دو مفهوم ميباشد.