چکیده
دانش تاريخ در ميان انديشمندان مسلمان از جايگاه ناسازه اي ( پارادوكسيكال) برخوردار است. از يكسو به عنوان مهم ترين حوزه معرفتي براي عبرت گرفتن جهت نيل به سعادت دنيوي و اخروي مورد تاكيد قرار گرفته است. اما از سوي ديگر در طبقه بندي علوم نزد مسلمانان، دانش تاريخ اغلب ناديده گرفته شده است. تا آنجا كه بسياري از انديشمندان مسلمان حتي در ميان علوم نقلي هم از آن ياد نكرده اند. در اين ميان، امام خميني (ره ) از نوادر عالمان مسلمان است كه به دانش تاريخ، هم از حيث فايده آن براي عبرت گرفتن و هم از حيث اهميت آن به عنوان يكي از علوم شريفه، كه به مثابه دانشي مستقل شأن و اعتبار بالايي دارد، توجه نموده است. امام خميني اگرچه كتاب مستقلي در باره تاريخ ندارد، اما همواره در آثار مختلف خود و همينطور در سخنراني ها، بيانيه ها و... به علم تاريخ اشارات زيادي دارند. نوشتار حاضر به دنبال تبيين اين رويكرد استعلاجويانه امام خميني در باب دانش تاريخ است.
واژه هاي كليدي: امام خميني، دانش تاريخ، طبقه بندي علوم
پریشانم
چه می خواهی تو از جانم
مرا بی آنکه خود خواهر اسیر زندگی کردی
خداوندا اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشي
غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی
و شب آهسته و خسته، تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی،
نمی گویی؟
خداوندا اگر در روز گرماخیز تابستان
تنت بر سایه دیوار بگشایی
لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آنطرفتر عمارت های مرمرین بینی
و اعصاب برای سکه ای به این سو و به آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی،
نمیگویی؟
خداوندا اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بود از این بدعت
خداوندا تو مسئولی تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است.
جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود
به خدا ایمان آرید
به خدایی که به ما بیلچه داد
تا بکاریم نهال آلو
صندلی داد که رویش بنشینیم و به آواز قمر گوش دهیم
به خدایی که سماور را از عدم تا لب ایوان آورد
و به پیچک فرمود:
نرده را زیبا کن
مدتی است حس و حال انجام هیچ کاری را ندارم. یه جورایی انگار تو کما هستم و اصلا نمی دونم چه مرگمه. بیشتر اوقاتم به تفکرات و تاملات پراکنده و بی سروته در باره همه چیز می گذرد. چند بار خواستم برخی از کارهایی که جدیدا انجام داده ام، گزارشی از آن ها ارائه کنم، ولی حقیقتش دلم به کار نیامد.
از ابتدا قصد نداشتم در این وبلاگ غیر از مقالات و گزارش های علمی، یادداشت دیگری بگذارم. اما حالا دیگر پای بندی به چنین قیودی هم برام بی معناست. به همین خاطر شاید از این به بعد، یادداشت های متفرقه در موضوعات گوناگون را هم در اینجا بذارم.
در این شرایط رخوت و بی حالی که دارم، قصد نوشتن نداشتم. اما موضوعی که در سفر تابستانی به خانه و دیار پدری با آن روبرو شدم، باعث شد چند سطری بنویسم. شما دوست عزیز شاید بعد از خواندن این یادداشت بگویید فلانی تو این هیروویر دلش خوشه ها، دیگران درگیر چی اند و اون به چی گیر داده. بهر حال موضوعیه که نمی تونستم بهش بی تفاوت باشم.
من از وقتی که ازدواج کرده ام سالی بیش از دو بار نمی تونم به زادگاهم سر بزنم. تعطیلات عید و تابستان فرصتی است تا به ساحل رود ارس گذری بکنم و بر خاک آن وادی مشکین نفس بوسه ای بزنم.
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
امسال تابستان هم بر حسب عادت مالوف، یک هفته ای در آذربایجان به صله رحم و تفرج صنع گذراندم.
این بار در گفتگوهایی که با دوستان و آشنایان داشتم، بیش از پیش متوجه تشدید گرایش های قومی شدم. ادبیات پان ترکی بسیار غلیظ شده بود. در گعده ها، یکسره سخن از بی عدالتی ها و نامهربانی های مرکز نشینان فارس در قبال آذربایجان و ترک ها به میان می آمد. برعکس دهه 60 و 70، پدر و مادرها دیگر هیچ تمایلی به یاد دادن مکالمه فارسی به بچه هایشان نشان نمی دهند. اغلب کالاهایی که در آذربایجان تولید می شود، نام های ترکی دارند. از دستمال کاغذی "تورکلر" تا نوشابه "ایشملی" و قس علیهذا. تا دیروز اگر همه از مهدی و حمید باکری به عنوان "سردار" آذربایجان یاد می کردند، حالا بابک خرمدین ورد زبان ها شده است. بابکی که آذربایجانی بودنش پیشکش، در ایرانی بودنش هم تردید است. اگر جوانان آذری تا دیروز طرفدار استقلال و یا پرسپولیس بودند، امروز، فقط بازی های تراکتور سازی را دنبال می کنند و دیگر سخن از ستارگان سرخابی چندان جذابیتی برایشان ندارد. از اسکناس 5000 تومانی خوش شان نمی آید، چون حدیثی، احتمالا مجعول، از رسول اکرم (ص) در باره قوم پارس در آن درج شده است و... تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر مسئله به همین جا ختم می شد خیلی جای نگرانی نبود. محمد برادر کوچکم سوالات عجیب و غریبی ازم می پرسید؛ داداش فردوسی چرا اینقدر با ترک ها بد بود؟ چرا فارس ها اون موقع که ارمنی ها به آذربایجان حمله کردند به کمک تبریز نیومدند و عثمانی ها به دادمون رسیدند؟ چرا شهریار دلش از تهرانی ها خون بود و... خیلی جا خورده بودم. در بهت و حیرت بودم که دوباره محمد به خودم آورد؛ تو مگه استاد تاریخ نیستی؟ توضیح بده.
نمی دونستم چی بگم و از کجا شروع کنم و چگونه پاسخ سوالات اونو بدم. گفتم کی این حرفا رو بهت گفته؟ گفت: معلم تاریخمون. گفتم: دیگه چه چیزایی میگه؟ گفت: هر وقت اسم فردوسی را به زبون بیاره میگه لعنت الله علیه. محمد می گفت معلم تاریخشون یکبار هنگام تدریس درس "سلجوقیان و خوارزمشاهیان"، خیلی عصبانی شده و گفته که نام این درس، در کتاب درسی سال گذشته، "دولت های ترک نژاد ایران" بود، اما امسال تغییر داده اند. و گفته که کار بسیار اشتباهی کرده اند و این کار حتما با غرض و مرض های خاصی انجام شده است.
به هر حال از آن چه در حال حاضر در آذربایجان داره رخ میده، باید نگران بود و فکر چاره کرد. تصورم بر این است که بعد از چاپ مطلب موهنی در باره آذری ها در روزنامه ایران در چند سال پیش، آذربایجان به شدت درگیر مسائل قومی شده است. اتفاقا به همین ماجرای سوسک الانم که الانه اشاره می کنند. انگار همچنان زخم آن التیام نیافته و از آن حادثه رنج می برند. انتظار برخورد عاقلانه، قاطعانه و همدلانه تری از سوی نظام در قبال آن رویداد داشتند.
اگرچه مطالبات قانونی قومی، به حق و قابل دفاع است؛ اما چیزی که پان ترک ها در حال حاضر در آذربایجان دنبال می کنند، فراتر از ظرفیت های قانونی است. پان ترک های میانه رو سخن از ایجاد نظام فدراتیو در آذربایجان می زنند و تندروهایشان از انشعاب و جدایی سخن می گویند.
این تفکرات ناروا می تواند ایران و ایرانی را با مشکلات عدیده ای روبرو سازد که بدون تردید نسبت به آن نباید بی تفاوت بود. آذربایجان همیشه پیشرو در دفاع از تمامیت ارضی ایران بوده و همواره مهم ترین رسالت خود را دفاع از هویت ملی و ایرانی تعریف کرده است. آذری همیشه خود را فرزند ایران دانسته و به آن افتخار می کند. باید هوشیار بود. دست هایی در میان دوستان نادان و دشمنان بدخواه در کار است تا با طرح مسائل قومی و اگراندیسمان کردن آن ها به اهداف شوم خود دست پیدا کنند.
دانش تاریخ و تاریخ نگاری اسلامی
ناشر : موسسه بوستان کتاب
زبان کتاب : فارسی
موضوع و دسته بندی کتاب : تاریخ -> تاریخ اسلام
مجموعه : دانشگاه باقر العلوم(ع)
شابک :
نوبت چاپ : دوم چاپ اول 1382
قطع : وزیری
نوع جلد : سلفون
وضعیت چاپ : چاپ شده است
گروه مخاطب : تخصصی
قیمت در واحد ریال : 110000
به کوشش : دکترحسن حضرتی
معرفی اجمالی : دانش تاريخ از معارفِ عبرتآموزی است كه رشد و تكامل آدمی را تسريع میبخشد. از همين رو، در ميان علوم اسلامی، اهميت ويژهای دارد و مسلمانان در حوزههای مختلف آن به پيشرفتهای چشمگيری نايل آمدند. بیشك در روند تكاملی اين علم، بينشِ تاريخی قرآن و اهتمام آن به عبرتآموزی از تمدنهای كهن و آموزههای تاريخی پيامبر(ص)، بسيار مؤثر بود؛ بهطوری كه در مكتب تاريخی اسلام، نوع نگرش عميق و همه جانبهای را میيابيم كه در مقايسه باساير مكاتب تاريخی، مكتبی مستقل است. اثر حاضر در مقالههای متعدد تحقيقی، ويژگیهای اين مكتب را به روش علمی میكاود. مجموعه مقالات حاضر در بر دارنده ۱۶ مقاله از استادان و محققان ارجمند است که در آن به مباحث نظری دانش تاریخ و تاریخ نگاری اسلامی پرداخته اند.
کتاب مشروطه ایران و عثمانیُ بررسی تطبیقی که به وسیله اینجانب و با همکاری دوست عزیزم دکتر علیرضا ملایی به نگارش درآمده استُ روانه بازار کتاب شد. در این اثر سعی شده مشروطه ۱۸۷۶ عثمانی با مشروطه ۱۹۰۶ ایران از زوایای مختلف مورد مقایسه قرار بگیرد. مباحث مربوط به مشروطه عثمانی بوسیله اینجانب و مباحث مشروطه ایران بوسیله دکتر ملایی نوشته شده است که بدین وسیله مراتب قدرداتی خودم را از ایشان اعلام می کنم. ناشر این کتاب موسسه توسعه و تحقیقات علوم انسانی است که بدین وسیله از ایشان هم به جهت زحماتی که متقبل شدند تشکر می کنم.
ميراث مكتوب مسلمانان در عرصه تاريخ نگارى, گنجينه گران سنگى است كه بسيارى از زواياى پنهان آن همچنان در محاق باقى مانده است. بدون ترديد يكى از مصاديق عينى براى اين ادعا مى تواند مورخ توانا و صاحب سبك, ابن واضح يعقوبى باشد كه آن چنان كه بايسته و شايسته اوست, مورد توجه قرار نگرفته است. او به عنوان يك تاريخ نگار مسلمان نه تنها صرفا تابع سنت پيشينيان خود نبوده است, بلكه در جاى خود, در سپهر فرهنگ اسلامى تا مقام يك مورخ مبدع نيز اوج گرفته است. به كارگيرى شيوه هاى نه چندان رايج و اما علمى در قلمرو تاريخ نگارى, يعقوبى را در سطح تاريخ نويسان عاليقدرى همانند مسعودى و ابن مسكويه قرار داده است.
در نوشتار حاضر بعد از بحث مقدماتى درباره زيست نامه و مذهب يعقوبى, مختصات تاريخ نگارى يعقوبى و نوآورىهاى روشى او در اين عرصه و توجه ويژه او به فرهنگ هاى پيرامونى مورد تإمل قرار گرفته است.
معمولا نگاه به تاریخ عثمانی در مجامع علمی ترکیه از دو رویکرد مسلط تبعیت می کند. رویکرد اول نگاهی است که اندیشمندان غرب گرای ترکیه، به میراث خود دارند و سعی می کنند تمامی مسائل را در ذیل تاریخ مدرنیته و مدرنیزاسیون ارزیابی کنند. نویسندگانی مانند «نیازی برکس»،«ایلبر اورتایلی»،«خلیل اینالجیق»
و... از نمایندگان شاخص این جریان به شمار می روند. این دسته همچنین نگاه مثبتی به جریان «کمالیسم»در ترکیه دارند.
رویکرد دوم، نگاهی است که اندیشمندان اسلام گرای ترکیه به تاریخ و فرهنگ عثمانی دارند. تلاش آنان بر این است تصویر با شکوه و پر افتخاری از تاریخ امپراتوری عثمانی ارائه کنند. در این میان نفوذ و دخالت دول اروپایی از جمله روسیه و انگلیس را در فروپاشی امپراتوری، بیشتر مورد توجه قرار می دهند. از استادان و اندیشمندان برجسته ای که از این زاویه به تاریخ ترکیه نگاه می کنند می توان به «کمال کارپت» و «شریف ماردین» اشاره نمود. "مرکز تحقیقات فرهنگ، هنر و تاریخ اسلام" معروف به ircica یکی از مراکز علمی اسلام گرای ترگیه است که کنگره یکصدمین سال مشروطه دوم عثمانی (1908م) را با همکاری سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی از 16 تا 22 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 6 تا 11می 2008 میلادی در استامبول برگزار نمود.
موسس اصلی "مرکز تحقیقات فرهنگ،هنر و تاریخ اسلام" « اکمل الدین احسان اغلو » ( دبیر فعلی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی ) است. ایشان با نگارش دو جلد کتاب ارزشمند درباره تاریخ تمدن و فرهنگ عثمانی، از اعتبار خاصی در بین اهل قلم نیز برخوردار است و نمی توان او را یک شخصیت اجرایی و سیاسی صرف دانست. این کنگره با حضور بیش از صد تن از استادان و محققان بیش از بیست کشور جهان آغاز به کار نمود. شخصیت های فرهنگی و سیاسی ترک که در مراسم افتتاحیه کنگره به ایراد سخن پرداختند عبارت بودند از : «خالد ارن» (رئیس فعلی موسسه ircica ) «اکمل الدین احسان اغلو» و«محمت آیدین»(مشاور فرهنگی رجب طیب اردوغان). در ادامه مراسم افتتاحیه پیام تبریک نخست وزیر ترکیه قرائت شد.از سخنرانان غیر ترک مراسم آغارین کنگره، ابتدا « رعا نسان » وزیر فرهنگ جمهوری عربی سوریه بود که در سخنانی از « سلطان عبدالحمید دوم » به شدت دفاع کرد و بویژه از عملکرد او در مقابله با صهیونیسم و در دفاع از فلسطین به نیکی یاد نمود. به زعم ایشان در تاریخ با قضاوت های نادرست، ظلم زیادی به « سلطان عبدالحمید دوم » شده است. فلذا مورخان مسلمان باید حق مطلب را در باره او ادا کنند. وی همچنین یادآور شد مسلمانان منطقه، امروز باید اسلام گرایی را جایگزین ملی گرایی بکنند تا بتوانند در مقابل توطئه ها و برنامه های ضد اسلامی صهیونیسم مقاومت کنند. به نظر وی فروپاشی عثمانی محصول دسیسه های صهیونیسم بود. و بالاخره آخرین سخنران مراسم افتتاحیه « عبدالکریم الایریانی » (مشاور رئیس جمهور یمن ) بود که در صحبت بسیار کوتاهی اظهار خوشوقتی و خوشحالی از برگزاری چنین کنگره با شکوهی نمود.
بعد از مراسم افتتاحیه ارائه مقالات علمی آغاز شد و می توان گفت مقالات خوبی که در این کنگره ارائه شد کم نبود. در طول سه روز، حدود صد مقاله از استادان و محققان بیست کشور دنیا در این کنگره ارائه شد و گفتگوهای علمی بسیار سودمندی هم در پایاین هر بخش از پلان های سخنرانی بین سخنرانان و مخاطبان که غالبا از دانشجویان ارشد و دکترای دانشگاه ها بودند، شکل گرفت که می توان گفت از بخشهای جذاب این همایش به شمار می آمد. از شخصیت های علمی صاحب نام که در این کنگره حضور داشتند، می توان به شریف ماردین و محمت ایپشیرلی از ترکیه، فیروز احمد از پاکستان، چرلز کورزمان از آمریکا و کلاوس کریزر از آلمان اشاره نمود.
از کشور عزیزما ن ایران، راقم سطور و همچنین پژوهشگر گرانمایه جناب آقای « رحیم رئیس نیا» از طرف بنیاد دایرة المعارف اسلامی شرکت داشتند. مقاله استاد رئیس نیا در رابطه با نهضت مشروطه ایران و آزادیخواهی در عثمانی بود. این بنده هم در مقاله ام به مقایسه اختیارات پارلمان در قوانین اساسی مشروطه ایران و عثمانی پرداخته بودم.
نمی توان انکار کرد که حضور ایرانیان، علیرغم موضوعات مشترک تاریخی و فرهنگی زیادی که بین ایران و عثمانی در قرنا قرون تاریخ وجود داشته، در این کنگره چندان چشمگیر نبود. انتظار می رفت از استادان و محققان ایرانی بیشتری در این همایش بین المللی شرکت کنند. متاسفانه در طول سه روز برگزاری کنگره، از مسئولان کنسولگری وزارت امور خارجه و همینطور مسئولان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خبری نبود.
گزارش شمس الدین بیگ(سفیر عثمانی)از تحولات مشروطه در ایران
مقدمه
انقلاب مشروطه يكي ازحوادث مهم در تاريخ معاصر ايران به شمار مي آيد.تاكنون كتاب ها، مقالات و اسناد زيادي از سوي نويسندگان و ناظران داخلي و خارجي درباره اين رخداد مهم انتشار يافته است.آنچه در اين نوشتار در معرض مطالعه و تحليل خوانندگان فرزانه قرارمي گيرد،گزارش يكي از شاهدان عيني حوادث مشروطه است كه از زاويه ديد ناظري خارجي و در راستاي منافع دولت متبوعه خود به شرح وتحليل رخدادها مي پردازد.
چكيده
نخستين تحول مشروطه خواهانه در جهان اسلام، به سال 1876م/1293هـ . ق، در امپراتوري عثماني به وقوع پيوست. اين در حالي بود كه نهضت مشروطه در ايران، سي سال بعد از آن (1906م/1324هـ .ق) رُخ داد كه بالطبع تحولات و دگرديسيهاي بزرگي را به دنبال داشت.
در اين مقاله، اختيارات سلطان در قانون اساسي مشروطه اول عثماني و مشروطه ايران مورد بررسي قرار ميگيرد. در ابتدا امتيازاتي كه در متن دو قانون مذكور براي مقام سلطان در نظر گرفته شده، تبيين و در ادامه مواد و بندهايي كه اختيارات سلطان را مورد توجه قرار داده است، تجزيه و تحليل ميشود. در تحليل به كار رفته، توجه خاصي به مقايسه دو متن و استخراج وجوه تشابه و تفاوتها صورت گرفته است.
مفاهيم كليدي: قانون اساسي مشروطه اول عثماني، قانون اساسي مشروطه ايران، اختيارات سلطان
نويسنده، در اين نوشتار بر آن است تا رويكرد دولتمردان عثمانى به مقوله اصلاحات و ضرورتهاى آن را بررسى كند. پرسشهايى مانند اين كه امپراتورى عثمانى در چه شرايطى اصلاحات را به مثابه يك راهحل برگزيد؟ انديشهها و تحولات تأثيرگذار بر اصلاحات كدامند؟ برد اشت سلاطين عثمانى از راه اصلاحات (در زمان طرح آن) چه بوده است؟ در اين ميان نقش عوامل خارجى به ويژه غربىها در اصلاحات نيز از مسائل مهمى است كه نگارنده اين مقاله در پى يافتن پاسخهاى مناسبى براى آنهاست. دوره زمانى اين نوشتار از آغاز عصر لاله (1718 - 1730م ) تا ابتداى عهد تنظيمات (1839م) را دربر مىگيرد.
واژههاى كليدى: عثمانى، اصلاحات، عصر لاله، نظام جديد، احمد سوّم، سليم سوم و محمود دوّم.
در سده نوزدهم ميلادى, امپراطورى عثمانى به واسطه آشنايى با فرهنگ مغرب زمين و از طرف ديگر مواجهه با موانع ساختارى در درون جامعه خويش به انجام اصلاحاتى در ابعاد مختلف دامن زد. به دوره اى كه اين اصلاحات انجام گرفته است عصر تنظيمات اطلاق مى شود. تنظيمات در اصل در 26 شعبان 1255 قمرى برابر با سوم نوامبر 1839 ميلادى با اعلان فرمان تنظيمات خيريه آغاز گرديد.
بدون ترديد يكى از بازيگران تإثيرگذار اصلاحات عثمانى مدحت پاشا است كه در مقام يكى از دولتمردان تجددگرا خود را شناسانده است. نوشتار حاضر ترجمه مدخل ((مدحت پاشا)) از دايره المعارف بزرگ اسلامى به زبان تركى استانبولى مى باشد كه در آن مولف به طور مبسوط به زيست نامه و كارنامه سياسى اين شخصيت بزرگ پرداخته است.
واژه هاى كليدى: امپراطورى عثمانى, اصلاحات, مدحت پاشا, تنظيمات.
1. در كشور ما حوزه مطالعاتى ((علم تاريخ)) و ((تاريخ نگارى)) آنچنان فقير است كه انتشار هر اثرى در اين باره, فارغ از توجه به سطح كيفى آن, علاقمندان و طالبان پژوهش در اين زمينه را شادمان مى سازد. تعداد آثار چاپ شده به زبان فارسى در حوزه مورد نظر (اعم از تإليف و ترجمه) بسيار محدود است. اين در حالى است كه در غرب و حتى در نزد انديشمندان مسلمان عرب, توجه به اين علم روز به روز بيشتر شده و در اين ميان, آثار ارزشمندى به جامعه علمى بشرى عرضه شده است. نظريه پردازان برجسته اى همچون هميلتون گيب, كلود كاهن, كلمان هوار, فليكس تايوئر, عزيز الدورى, گروث, شاكر مصطفى, العزاوى, محمود الشرقاوى, وجيه الكوثرانى, مارگليوث, روزنتال و..., آثار گران سنگى از خود در حوزه علم تاريخ و تاريخ نگارى به جا گذاشته اند. اگر چه در ايران صاحب نظران برجسته اى در اين زمينه همانند فريدون آدميت و عبدالحسين زرين كوب ظهور كرده اند, اما ناگفته پيداست كه راه درازى در پيش است تا بتوانيم در اين عرصه به جايگاه قابل اعتنايى دست پيدا كنيم.
يكى از كتابهايى كه در سالهاى اخير دربارهى تاريخ اسلام به زيور طبع آراسته شده، اثر ارزشمند دكتر غلامحسين زرگرى نژاد است كه به همت انتشارات سمت در سال 1378 در 687 صفحه منتشر شده است. تاكنون نقدهاى متعددى درباره آن به چاپ رسيده كه بيشتر ناظر به نق د شكلى و جزئىنگرانه بوده است.
سعى نگارنده در اين يادداشت بر اين است تا روش و ويژگىهاى تاريخ نگارى مؤلف در اين اثر را از نزديك مورد توجه قرار دهد. با توجه به اينكه در اين نوشته، هدف، تبيين ويژگيها و مؤلفههاى تاريخ نگارى يك مورخ است؛ بنابراين در ابتدا تعريفى از مفهوم تاريخنگارى ارا ئه شده، سپس پرسشهايى كه براى فهم ويژگيها و مؤلفههاى تاريخنگارى يك مورخ لازم است فهرست گرديده و در ادامه محتواى كتاب مزبور با توجه به بعضى معيارهاى پيش گفته مورد سنجش قرار گرفته است.
واژههاى كليدى: تاريخ اسلام، پيامبرصلى الله عليه وآله، تاريخنگارى، تاريخ نقلى، تاريخ تحليلى.
مفاهيم اصلي اين پژوهش «نقد دروني» و «نقد بروني» ميباشد. آنچه تا كنون در تعريف اين مفاهيم بيان شده است، بسيار آشفته و مغلوط به نظر ميرسد. با قاطعيت ميتوان گفت در اين باره تعريف علمي مشخصي كه مورد تأييد اذهان جمعي اهل فن قرار گيرد، وجود ندارد. فراتر از آن، حتي در به كارگيري اين دو مفهوم به شيوة يكسان و ثابت هم هماهنگي و اتفاقنظر مشاهده نميشود. به بيان ديگر، چون تا كنون ارائة تعريف، تعيين شاخصها و تبيين مؤلفههاي مشخص براي اين مفاهيم مفقود بوده است به همين علت گاه «نقد دروني» به جاي «نقد بروني» به كار برده شده و گاه برعكس. براي نمونه شاخصهايي را كه مرحوم عبدالحسين زرينكوب براي نقد دروني ـ به تعبير ايشان «نقد داخلي» ـ برميشمارد ( زرينكوب 1371: 37 )، از نظر دكتر كامل حيدر براي نقد بروني ـ به تعبير ايشان «نقد ظاهري يا خارجي» ـ بيان ميشود ( آيينهوند 1377 ج 1: 630 ) . بنابراين آنچه در زير به عنوان تعريف ارائه ميشود؛ فهم و برداشت شخصي نگارنده از اين دو مفهوم ميباشد.
تعريف مفاهيم
نقد بروني: رويكرد تبييني به متن، به اين معني كه ابعاد و زواياي مختلف موجود و مذكور در متن اشكاف و بيّن شود.
نقد دروني: رويكرد تأويلي به متن، به اين معني كه با نگاه از بيرون، ابعاد و زواياي مختلف موجود و غير مذكور در متن كشف و تفسير شود